Friday, May 11, 2007

220.

میدونی
کاغذا پخش شدن روی تخت من
گریه
.....
کاش یه سالم بود
برای اینکه بخوابم باید همه چیزرو مرتب کنم
قبل از رفتن
قصد خودکشی ندارم
آخه خیلی وقته مردم
میدونی
.....دوستت دارم
بیشتر از همیشه
انگار دعا هام مستجاب نشدن
دوست سابقم میگفت هر کسی یه روز میره
خودشم یه روز رفت
منم یه روز از زندگیت میرم
میخوام آدمی باشم که بعد از رفتنش برگردی بگبی: دوست خوبی بود
مهم نیست
واسه منم مهم نیست
میدونم میدونم
واسه تو مهمه
از من هم مهم تر
اصلا من که عددی نیستم
باید اعتراف کنم
زندگی منو یه امید نجات داد
یه امید کوچولو که شبا زیر بالشتم قایمش میکردم
.....یه امید که هروقت بهش فکر میکردم
مثل یه آتیش کوچولو تو سرمای زمستون
عزیزم
بهترینم
گل بهاری من
اما از همشون بهتر
امید کوچولوی قشنگ من
دوستت دارم
از صمیم قلب
با تمام وجود
..... کاش میدونستی
منم یه روز ازت جدا میشم
برای تو زندگی ادامه داره
.....اما برای من
منم میرم دنبال یکی دیگه
یکی شبیه تو
اما بعید میدونم جای خالی تو پر بشه
بعید میدونم بتونم
آه